السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
238
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
بازگشت به اصل بحث و بررسى مناقشهء مرحوم سبزوارى در اين بيان ، محقق سبزوارى آنچه را كه خود به عنوان دفاع از نظريهء صدرا ، در جواب از « ان قلت » آورده ، ردّ مىكند و مىگويد : اينچنين نيست كه هنگام تصور يك شىء ، دو چيز در ذهن تحقق پيدا كند : يكى وجود فى نفسهء صورت ذهنى و ديگرى وجود آن صورت براى نفس عالم ، چراكه وجود فى نفسهء صورت ذهنى ، همان وجود آن صورت براى نفس عالم است . « 1 » به ديگر سخن ، وجود و ظهور صورتهاى ذهنى براى نفس ، عين وجود فى نفسهء آنهاست ، نه آنكه امرى زائدى باشد كه به آنها ضميمه شده باشد تا بتوان گفت : آن وجود زائدى كه به صورت ضميمه شده ، ماهيتش ماهيت كيف بوده و كيف بالذات مىباشد و در نتيجه ، وجود فى نفسهء صورتهاى ذهنى كيف بالعرض مىباشد . محقق سبزوارى براى اثبات اينكه هنگام پيدايش علم ، چيزى كه بتوان آن را كيف بالذات به شمار آورد در نفس تحقق نمىيابد ، مىگويد : وقتى شيئى در ذهن موجود مىشود پنج امر داريم كه بايد هريك را مورد بررسى قرار دهيم تا مشخص گردد كه آيا مىتوان يكى از آنها را كيف بالذات دانست يا نه ؟ اين پنج امر عبارتند از : 1 . وجود خارجى آن شىء . 2 . ماهيت آن شىء . 3 . وجود ذهنى آن شىء . 4 . ظهور آن شىء در پيشگاه نفس . 5 . ظهور آن شىء براى نفس ، يعنى اضافهء ميان نفس و آن شىء ظاهر . اما وجود خارجى شىء اساسا به ذهن نمىآيد و در خارج باقى مىماند ، زيرا آنچه از اشياى خارجى به ذهن مىآيد تنها ماهيات آنهاست نه وجود خارجيشان .
--> ( 1 ) . بهطور كلى ، وجود لغيرهء عرض همان وجود فى نفسهء آن مىباشد ، يعنى عرض يك وجود است كه دو جنبه و دو حيثيت دارد : از جهتى ، وجودى است « در خود » - در برابر وجود رابط كه فانى در غير است - از طرف ديگر ، وجودى است « براى غير » ، يعنى وجودى كه در خود دارد براى غير مىباشد . در فصل سوم از بخش سوم ، به خواست خداوند ، توضيح بيشترى دراينباره خواهد آمد .